نظر علي الطالقاني
384
كاشف الأسرار ( فارسى )
و تعفّن و كثافت آن مار و آنچه خدا در نيشهاى آن قرار داده به خدا استعاذه مىنمايند ، و در شكم آن مار هفت صندوق است كه آنها جاى پنج كس از امتهاى گذشته و دو كس از اين امت است و آن پنج كس قابيل و نمرود و فرعون و يهودا است كه يهود را گمراه كرد و مجوس است كه نصارى را گمراه كرد و از اين امت دو اعرابىاند كه ايمان به خدا نياوردند ، يعنى أبو بكر و عمر . 342 و روايت كرده صدوق ( قدس سره ) از باقر ( ع ) كه در جهنم كوهى هست كه آن را صعد مىگويند و در صعد واديئى هست كه آن را سقر مىنامند و در سقر چاهى هست كه آن را هبهب مىگويند . هرگاه پرده از روى آن چاه بر مىگيرند اهل جهنم از گرمى آن به فرياد مىآيند . و آن چاه منزل جبّاران و خلفاى جور است . 343 و در آخر كتاب اسرار فاضل دربندى دام ظلّه از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه در روز قيامت بعد از نالهء فاطمهء زهرا ( ع ) امر مىكند خدا آتشى را كه نام او هبهب است و هزار سال او را دميدهاند تا سياه شده پس بر مىچيند قاتلان سيد الشهداء ( ع ) و اصحاب او را ، تا آخر حديث . 344 و در حديث ديگر قاتل سيّد الشهداء حسين ( ع ) در تابوتى است از آتش و بر او است نصف عذاب اهل آتش و پاها و دستهاى او محكم بسته شده به زنجيرهاى آتش و سرنگون است در قعر جهنم و بوى گند دارد كه پناه مىبرند اهل آتش از شدت گند او . 345 و بايد مراد اين باشد كه عذاب او نصف عذاب اهل آتش و طبقهء مخصوصى است ، پس منافات با احاديث ديگر ندارد . و على بن ابراهيم ( قدس سره ) در تفسير إِلَّا الْأَشْقَى كه در سورهء ليل است 346 از صادق ( ع ) روايت كرده كه در جهنم واديئى هست و در آن وادى آتشى هست كه نمىسوزد به آن آتش و ملازم آن نمىباشد مگر شقىترين مردم كه عمر است كه تكذيب كرد رسول خدا را در ولايت على ( ع ) و پشت كرد و قبول نكرد . پس فرمود كه آتشها بعضى از بعضى پستتر است و آتش اين وادى مخصوص ناصبيان و دشمنان اهل بيت است . 347 صادق ( ع ) در تفسير أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها الخ ( كهف ) : احاطه كرده است به ظالمان سراپردههاى آتش 348 ، فرمود اين در شان بنى اميّه است كه آتش ايشان را فروگيرد پس لب پائين ايشان چنان بياويزد كه به ناف ايشان برسد و لب بالاى ايشان به ميان سر ايشان برسد . 349 مؤلف گويد كه عذاب رجعت ايشان را پيش شنيدى و عذاب آخرت ايشان اين است كه الآن ديدى ؛ حال اشاره نمائيم به عذاب برزخ ايشان . روايت كرد مجلسى ( قدس سره ) از عبد اللّه بن بكر كه با صادق ( ع ) رفيق بودم از مدينه تا مكه ، پس گذشتيم